بگو باران ببارد

بوی خاك نم‌دار را كردم، به طرف پنجرا رفتم و با دیدن باران، شور و شوق وجودم را فراگرفت. همان لحظه به یاد آخرین شبی افتادم كه هر دو زیر باران با هم بودیم. بازوهایم را گرفتم ادامه

رنگ گل نسترن

چيزي كه اصلاً نبايد به آن مي‌انديشيدم، عشق بود. پس نبايد چنين توقع بي‌جايي داشته باشم. به قلبم نهيب زدم كه بي‌جهت صدايش ادامه

با تو هستم تا هميشه

به جاي پاسخ سلامم، نگاه يخ‌زده و منجمدش را به صورتم دوخت و هيچ نگفت، هزاران حرف ناگفته، هزاران سؤال بي‌جواب بر لبانم يخ زد و خشكيد. داشت در پيچ خيابان ناپديد ادامه

در كنارم گام بردار

سر به زیر انداختم، چون ناخودآگاه در همان لحظه خیال او با سماجت در خاطرم نقش می‌بندد و جلوه‌گر می‌شود ادامه

زنان عصيانگر

صبح عروسي گلاب قاب كادوي يوسف را با كمك طاهر گشود همان قالي بود كه با كمك هم در روزهاي قشنگ و پر مهر و شور عشق مي‌بافتند. گلاب بي‌آنكه اختيار سيل اشكهايش را داشته باشد روي قالي دست مي‌كشيد تا سر انگشتان لرزان مادر ادامه

كه عشق آسان نمود اول

نويسنده قصد دارد اوقات فراغت خواننده را به نحو دلپذيري پر كند. داستان سرگرم‌كننده و پذيرفتني است و روايتي نسبتآ ملموس و سهل دارد. همانند همه قصه‌هاي عاشقانه به همان سادگي شروع مي‌شود؛ ادامه

كه فقط شب سزاوار تيرگي است

يك لحظه هم برايش غنيمت بود. يك لحظه هم مي‌تواند عمري باشد اگر در آن لحظه شفاف‌ترين و زلال‌ترين احساس زندگي‌ات را داشته باشي. و او به وضوح مي‌ديد كه در يك لحظه زاييده شد، به اندازه‌ي ادامه

شيطنت‌هاي تاريخ

نويسنده با مراجعه به واقعيت‌هاي تاريخي داستان‌هايي را بيان مي‌كند كه به واسطه كيفيت تاريخي آنها نوعي از حقيقت را به صورت قابل فهم و قابل لمس ارائه مي‌دهد. قصه‌ها نوعي واقعيت تاريخي هستند كه با مفهومي ادامه

داستانواره‌هاي تاريخ

نويسنده در مقام قصه‌گو رابطه‌اي ميان قصه‌ها و واقعيت‌هاي تاريخي برقرار كرده است كه به گونه‌اي زيبا نشان داده شده است. او كوشيده است ميان ارزش‌هاي قصه و ارزش‌هاي ديگري كه از حيث تاريخي داراي ارزش ادامه

مینای شکسته

کوشید تا افکارش را متمرکز کند و جملۀ دیگری بر آنچه که نوشته بود بیفزاید . اما افکارش از آن پیشتر نمی رفت . مدت ها بود که به دنبال بهانه ای برای نوشتن می گشت وبه این بهانه به هر ادامه

دكتر نيكرو

خواننده در همان آغاز با نثري استادانه روبروست كه حكايت از قلمي توانا دارد. حقيقت اين است كه كمتر كتابي را مي‌توان يافت كه خواننده را با خود همراه سازد. دكتر نيكرو جزو همين معدودهاست! ادامه

زن‌داري و گرفتاري

مردم عمومآ به مطالعه‌ي لطيفه‌ها و نكته‌هاي طنزآميز علاقه‌مندند. اين كتاب افسانه‌ها، شوخي‌ها، سخنان كوتاه و اشعاري را در بردارد كه مربوط به كمدي يا تراژدي عشق و ازدواج است و در عين حال مي‌تواند گلچيني ادامه

طرلان

داستاني روان و ساده و پركشش. نويسنده در اين داستان به شرح زندگي افرادي مي‌پردازد كه از گرسنگي فقر و تضاد طبقاتي رنج مي‌برند. شخصيت‌هاي داستان به نوعي يا در رفاه كاملند يا در فقر مطلق ادامه

حبابی در سراب

امروز را با سادگی‌اش دریاب که فردا دچار حسرت هستی و تاسف، دروازۀ نشایدها و نبایدها را ادامه

سوخته دلان

تنها احساسی كه هیچوقت او را رها نمی‌كرد حس انتقام و تلافی بود. بدون هیچ امید و انتظاری لحظات سرد و غمگین روزهایش را به شب می‌رساند ادامه

سالهای بی‌قراری

آنها چه حقی دارند كه برای زندگی او تصمیـم بگیرند و حتـی  همسر آینده‌اش را انتخاب كنند؟ آخر چطور ممكن بود با دختری ازدواج كند ادامه

تمنای وصال

زمانی در اوج سر مستی می‌اندیشیدم كه خوشبختی را یافته و در كمند خویش بسته‌ام ولی روزگار بازی دیگری را با من آغاز كرد تا بدانم ادامه

افسانه شيدايي

داستان «افسانه شيدايي» كاري است متفاوت و در خور توجه، با خواندن صفحات اول آن اين‌طور به نظر مي‌رسد كه گويا قرار است دغدغه‌هاي نوشين، پرستار بيمارستان، را از زبان او بشنويم ادامه

بيداري دل

داستاني خطي با افرادي مشخص كه بد و خوب دارند و جدال اين دو به‌هرحال ديدني و خواندني است. نويسنده با پرداخت مو به مو از فضا و شخصيت‌ها خواننده را به عالم خيال و تصوير دعوت ادامه

افسانه دل

نويسنده با نگرشي روانشناسانه به مشكلات يك زندگي پرداخته است. موضوع داستان درباره زناني است كه با نگراني و دلواپسي در ميان گذشته سنتي و نيز زمان حالشان سرگردانند كه آنها را به جهات نامعلوم مي‌كشاند ادامه

باغ سرنوشت

داستان بر اين واقعيت تكيه دارد كه زن امروز ديگر آن زن پرده‌نشين، بي‌تحرك و محصور نيست. شخصيت اصلي داستان زني است كه به دنبال تغييري در زندگي نابسامان خود ادامه

به شیرینی عسل تلخ چون حنظل

او ,می خواست خود را از قید زندگی برده وار آزاد کند که ناگهان فرشتۀ نجاتش از راه رسید واو را با تمام رمز و راز زندگی گذشته اش , به وادی عشق و آرامش برد و با نثار عشق و محبت ادامه

برنج تلخ

نويسنده دنياي انسان‌هاي آرمان‌باخته را به تصوير مي‌كشد كاميار مرد خانواده كه با رويا زندگي مي‌كند و در مقابله با واقعيت‌ها افسرده و دلزده از پا مي‌افتد. شكستن حريم پايبندي به ادامه

دايره قسمت

نويسنده با بيان سرگذشت بهار درس مقاومت و ايستادگي را در زندگي مي‌دهد. تكنيك و لحن و روايت و شخصيت‌پردازي‌ها، مجموعه عناصري است كه اين داستان را زيبا مي‌سازد و به گونه‌اي است كه خواننده ادامه

فصلهاي زرد انتظار

شخصيت اين داستان زندگي و تنهايي‌هاي خود را روايت مي‌كند، حتي وقتي تنها نيست و چفتي در كنار خود دارد. خواننده همراه او به جستجوي اميد و خوشبختي در وقايع و روزمره‌گي‌ها مي‌رود. سرگذشت يك زن كه دو مرد ادامه

غبار خاطره‌ها

شيطان در دو كالبد كوچك به خانه آنها آمده و مسبب گرفتاري‌هاي زيادي مي‌شود. آنچه پيش مي‌آيد به دست دو كودك ظاهرآ ناتوان است. آنها حتي مي‌توانند امواج مخرب مغزشان ادامه

غروب رنگين‌ كمان

داستاني درباره بحران خانواده، بحران عشق، بحران روابط مشترك و بحران جامعه. چنين به نظر مي‌رسد كه شخصيت اصلي داستان محكوم به يك سرنوشت از پيش تعيين شده است، اگرچه اغلب سعي در جنگ و ستيز ادامه

گمشده‌ام را به من بازگردان

بايد براي بودن و زيستن شور و شوقي داشت، درحالي‌كه هيچگونه دلبستگي و اميدي نداشت تا اين شوق را در او برانگيزد .
نصيبش از زندگي همواره رنج و بدبختي بود. آنچه از كودكي تا بدان ادامه

رویای یک تصویر

داستان بازنمایی پیچیدگیهای یک زندگی است در روایتهایی که خواننده بتواند با آن ارتباط برقرار کند. داستانی که شما را به فکر ادامه

میراث غرور

مژگان و فرشاد پس از مرگ پدر و مادرشان كه همزمان رخ می‌دهد، همراه خواهر خود از كرمان به تهران می‌آیند و بر اثر ناملایماتی كه شوهر ادامه