گمشده‌ام را به من بازگردان
بازگشت به صفحه اصلي
ارسال نظرات و پيشنهادات
خريد اينترنتي
گمشده‌ام را به من بازگردان
 
زهرا متين
صفحه : 280

 

بايد براي بودن و زيستن شور و شوقي داشت، درحالي‌كه هيچگونه دلبستگي و اميدي نداشت تا اين شوق را در او برانگيزد .
نصيبش از زندگي همواره رنج و بدبختي بود. آنچه از كودكي تا بدان سن توانسته لمس و درك كند، منجلابي متعفن بود كه در آن رشد كرده و شكل گرفته است. و عجيب اينكه هنوز روحي پاك و نيالوده داشت .
اما گرگ‌هاي تيزدندان هر لحظه براي ديدنش منتظر فرصت بودند. مي‌بايست مي‌گريخت، مي‌بايست خود را از آن مهلكه نجات مي‌داد، اما چگونه .
با وجود خطراتي كه در سر راهش كمين كرده بود، دل دل مي‌كرد .

© 2006-2009 Dorsa publication. all rights reserved